به گزارش قدس آنلاین، سیامک مردانه، بازیگر و کارگردان درباره دیدار با خانوادهی شهید ماکان نصیری نوشت: هفته پیش رفتیم خمینیشهر و پای حرفهای مادر و پدر شهید جاویدالاثر ماکان نصیری نشستیم. هنوز گیج بودند از مشتی که خورده بودند، هنوز مادر مبهوت بود، هنوز چشمان پدر خیس بود ...
نزدیک به دو ساعت حرف زدیم. گوش کردیم، همدردی کردیم، ضبط کردیم، خفه شدیم، نفس گرفتیم، بغض کردیم، بغض کردیم، بغض کردیم ... از بس که آن لحظه هیچ چیز برای گفتن نداشتم کلماتی تکراری که گوششان از شنیدنش پر بود ناخودآگاه از زبانم جاری میشد که نه خودم دوستشان داشتم نه دردی از آنها کم میکرد.
حالا ، این ساعت از شب، تکههای مغزم را از در و دیوار مدرسه شجره طیبه میناب و تکههای قلبم را از بند بند آجرهای خانهی ماکان دارم جمع میکنم و سعی میکنم آنچه که اتفاق افتاده را روی کاغذ بنویسم، فیلمنامهاش کنم و به تصویر بکشمش؛ به مدد ۱۶۸ دعا، انشاالله
به نام خدا
این فیلم بر اساس واقعیت است
میناب- ۹ اسفند ۱۴۰۴
سکانس اول
روز - داخلی- دبستان
انفجار ...




نظر شما